بسم الله الرحمن الرحیم
چندی پیش شخصی با نام مستعار عمید جزوه ای را برای ما ارسال کرد که آن جزوه را برای او چاپ کنیم ما پس از خواندن جزوه ایراداتی را به آن وارد کردیم و برای نگارنده ارسال نمودیم و ایشان سوالاتی را برای ما فرستادند که نتیجه بحث به استحضار شما میرسد
بخشی از جزوه
بخش اول: الله از نظر قرآن
۱-۱ اطلاعات حضرت محمد و الله در باره آفرینش:
در قرآن که بقول حضرت محمد، کلام خدا است ، ادعا شده که الله، جهان هستی را بوجود آورده است. در اینجا سعی بر این است که بدانیم آیا چنین ادعا هائی با عقل و منطق ( خرد ) انطباق دارد یا نه.
۱-۱-۱ آفرینش جهان هستی.
در مورد آفرینش جهان هستی و آفرینش انسان، یک خرد ورز نمی تواند بقول ادیان اعتماد کرده ، در بست آنرا بپذیرد . چون ادیان تا بحال برای سئوالات زیر جوابی ارائه نداده اند ؛ از جمله:
· الله قبل از بوجود آوردن جهان هستی، خودش در کجا بوده است؟
· اللهی که برای بوجود آوردن انسان به گِل احتیاج داشته، ماده اولیه بوجود آوردن جهانی بدین عظمت را از کجا آورده ؟ یا چگونه توده ماده ای را که فقط با رقم بی نهایت قابل توجیه است، از هیچ بوجود آورده است؟
پاسخ ما
سروران عزیز گروه المهدی
امید وارم همه مطالب تعمقی در قرآن را خوانده، به یک اشکال بر خورده و اشکال عدم وجود الله را توضیح داده باشید. من بی نهایت خوشحال خواهم شد که هرچه را بنظرتان نادرست می رسد ، توضیح دهید.
و اما جواب اشکالی که شما گرفتید:
۱- موجودیت به زمان و مکان احتیاج دارد، اگر زمان و مکانی وجود نداشته باشد موجودیتی در کار نبوده قابل درک نیست.
۲- فقط بعلت اینکه فیلسوفی چنین یا چنان می گوید، دلیل بر صحت مطلبی که ارائه شده نمی باشد. چه بسا کسان به ماوراءالطبیعه اعتقاد دارند ! آیا اعتقاد و گفتار آنها باید مورد قبول عام واقع شود؟ خود شما ممکن است معتقد باشید که مهدی پس از هزار و چهار صد سال هنوز زنده است، ایا باید این ادعا مورد قبول باشد؟
۳- آیا طبیعت نمی توانسته از زمانی در منهای بی نهایت تا بعلاوه بی نهایت، در فضای لایتناهی وجود داشته باشد؟ اگر چنین نیست چطور وجود الله را در این زمان و مکان می پذیرید؟
۴- الله قرآن با توضیحاتی که حضرت محمد در باره او در قرآن داده – همانطور که در قسمت های مختلف تعمقی در قرآن از قول خود قرآن آورده شده – وجودی مادی با تمام خصوصیات بشری است؛ شعار می دهد، قسم می خورد، اعانه و وام جمع می کند،حسود است، جاسوسی می کند، می بیند و می شنود. و از دانش و بینش یا قدرت انجام کاری عاجز است ولی در عوض روزانه چند بار سجده و تمجید لازم دارد، درست مثل خود محمد و بتان قبل از او. آیا این حرفها از من در آمده یا از زبان محمد و الله او در قرآن؟
سروران! اگر کتاب تعمقی در قرآن را بطور کامل نخوانده اید، بشما توصیه می کنم که آنرا کامل بخوانید و فقط بیک نکته در مورد موجودیت الله که وجود و عدمش یکی است اکتفا نفرمائید. من بهیچوجه میل ندارم تنها بقاضی رفته با خیال راحت فاتح بر گردم و طبیعی است که تا دوستانی چون شما ایرادات کار مرا جزء به جزء تذکر نداده اند، همیشه این تصور در من خواهد ماند که من در اعتقادات خودم محق هستم.
سر افراز و پایدار باشید
عمید
پاسخ ما
بسم الله الرحمن الرحیم
وجود واجب الوجود نیاز به زمان ومکان ندارد زیرا مکان و زمان تغیر پذیر هستند و واجب الوجود خیر مکان و زمان مخلوق هستند و همان چه که شما آنرا مثبت و منفی بی نهایت می دانید و وجود طبیعت را به آن مربط دانسته می خواهید خداوند را در غالب آن قرار دهید امری اشتباه است
و آنچه که گفتید به گفته فلان فیلسوف متاسف هستم زیرا فارابی در تمامی جهان به عنوان معلم ثانی مطرح است و سخنش سنجیده و درست است بهتر است مطالعه کنید آنچه در قرآن امده و خداوند را معرذفی کرده هرگز خداوند نیاز به اعانه ندارد و مکر او مکری ابتدایی نیست بلکه مکانیسم دنیا به گونه ای طراحی شده جواب عمل بد به انسان بر میگردد و جواب عمل خوب هم چنین است در حالی که ذات اقدس حضرت باری از انجام افعل نا توان نیست و در عین حال لازم است بگوییم که قرآن نیاز به تفسیر دارد و هر کس به بطن قران دست نمی یابد مگر کسانی که مطهر هستند (سوره واقعه آیه ۷۹)و این مطهرون هستند که تفسیر قرآن را می دانند وآنها اهل بیت هستند در ضمن آنچه نوشته اید کاری تکراری است زیرا کتابی با عنوان بازشناسی قران نوشته شده بود و آقای براتی زیر نظر حضرت ایت الله سبحانی این کتاب را نقد کرد که مطالب این کتاب از جزوه شما بسیار تند و تیز تر و فنی تر بود اما چنان نقد شد که چیزی از کتاب نماند
انتظار استشما بیشتر مطالعه کنید
اسلام هرگز به برای خداوند وجود مادی قائل نبوده وصفات سلبی را به خداوند نسبت نداده است شما می توانید برای به دست اوردن نگاه شیعه به توحید کتاب توحید شیخ صدوق را مطالعه کنید
بنا به اعتقادات اسلامی خداوند از هر چیز بی نیاز است اعم از عبادت اعانه و…
شما هم قرآن را خوب نخوانده اید بهتر بخوانید .
.۲۶۷ بقره خداوند را غنی حمید می داند و آیات ۵و۶ تغابن
در مورد امام عصر (روحی فداه) نمی نویسم زیرا اول باید توحید را حل کنیم و بعد سایر امور
نویسنده جزوه
سروران عزیز گروه المهدی
از ایمیل شما صمیمانه متشکرم. و اما نکاتی که به آن اشاره فرموده بودید:
۱) واجب الوجود: من در بست تئوری شما را می پذیرم!
۲) اینکه فارابی شخصیتی جهانی است؛ تا مدرکی در این زمینه ارائه نفرمائید بنده پذیرا نیستم. شخصیت های جهانی افرادی هستند که درجدول بخش بیستم تعمقی در قرآن ” ایراداتی که به این نوشته گرفته شده است” ملاحظه می فرمائید. برای مثال :
ناپلئون گفته است: هرچه کشوری مذهبی تر باشد ، جنایت در آن بیشتر است. یا
تمام مذاهب فرآورده و دست پرورده افراد بشر است. و در همین زمینه
امرسون گفته است: همه مذاهب دنیا فرآورده انزال اندیشه های چند نفر قدرت طلب بوده اند.
اینشتاین گفته است که: کسی که بقانون علیت عقیده داشته باشد به معتقدات مذهبی گردن نخواهد نهاد.
مولانا که مثنوی او در دانشگاههای ادبیات جهانی آمریکا و انگلیس تدریس می شود گفته است که:
آنان که طلبکار خدائید؛ خود آئید بیرون ز شما نیست ؛ شمائید! شمائید!
چیزی که نکردید گم از بهر چه جوئید واندر طلب گم نشده بهر چرائید؟
۳) با توجه به اینکه خداوند قرآن را به حضرت محمد- پیامبر انتخابی خود- نازل کرده است و در آیات بی شماری از جمله آیات ۱۷، ۲۲ و ۳۲ سوره شماره ۵۴ “القمر مربوط بسال چهارم بعثت؛ آمده است که : ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم؛ آیا پند پذیری هست؟ چنین بر می آید که: اولآ قرآن برای همه آمده و آسان شده تا همه بفهمند و نه فقط برای عده ای معدود بنام مطهرون. ثانیآ قرآن بواژه عربی که زبانی بسیار کامل است آمده و ظاهرآ خداوند و حضرت محمد باید به آن واژه ها تسلط داشته باشند، لذا اگر کسی ادعا کند که آنها منظوری جز اینکه در قرآن آمده ، مورد نطرشان بوده، چنین ادعائی الله و حضرت محمد را ناتوان نسبت به ابراز مکنونات خود متهم می کند. از طرف دیگر آنها که به تفسیر قرآن دست آلوده اند، قاعدتا باید سر از جهنم در آورند چون در حقیقت ایشان ادعای دانا تر بودن از الله و پیامبر او را دارند . آنها با تفسیر خود بطور غیر مستقیم می گویند ” کاری را که الله از عهده آن بر نیامده من انجام داده ام. بدیهی است که چنین ادعائی “دانا تر از الله بودن” کفر است وقعر جهنم جای مدعی.
۴) با توجه به منطق پاراگراف سوم: در آیه ۱۰۴ از سوره نهم توبه مربوط بسال نهم هجرت آمده است که:” آیا نمی دانند که خدا همو است که توبه بندگانش را می پذیرد و صدقات را می گیرد ….” و در آیه ۲۴۵ سوره دوم البقره مربوط بسال نهم هجرت می گوید:” کیست که بخدا وام دهد، وامی نیکو پس خدا آنرا برایش چندین برابر کند…..” و یا در آیه۱۲ سوره پنجم المائده مربوط بسال دهم هجرت می فرماید:” و بخدا وام دهید وامی نیکوالبته گناهانتان را از شما بزدائیم…”
صریح تر از این؛ چگونه الله می تواند گدائی کند ؟ و بسیار بدیهی است که اگر الله منظور دیگری جز گدائی داشت، با تسلطی که بزبان عربی داشت می توانست همان بگوید که منظور او بود. تفسیر کردن این آیات و خرد ورز کردن آنها تنها و تنها یک موضوع را به اثبات می رساند و آن اینکه الله خودش از اظهار مکنوناتش عاجز بوده و یک بنده خدا بنام مطهرون بیش از خدا میدانسته که منظور اصلی الله از فرو فرستادن این آیات چه بوده است.
۵) متاسفانه با توضیح فوق باید گفت که بطن قرآن همان است که الله با استفاده از واژه های عربی فرو فرستاده و تفسیر بطن قرآن توسط مطهرون جمله ای تحمیق کننده است. چون با وجود جمعیتی در حدود شش میلیارد، الله را باید بسیار نادان شمرد که ادعا شود از بطن قرآن عده ای انگشت شمار بنام مطهرون که در آب کُر سه وجب و نیم در سه وجب و نیم در سه وجب و نیم که برای کُر نگهداشتن آن در آن می شاشند، خود را مطهر کرده اند؛ اطلاع دارند و بس.
۶) سوره ۵۶ الواقعه آیه ۷۹: با مراجعه بقرآن در آیه ۷۷ همین سوره می فرماید:” که این قرآنی است کریم! آیه ۷۸ می فرماید: در کتابی مکنون، و در آیه ۷۹ می فرماید: آنرا جز پاکیزگان دست نزنند. بسیار متاسفم که شما در ربط این سه آیه کوتاهی فرموده اید. اگر قصد الله این بود که بگوید آنرا( قرآن را)جز پاکیزگان دست نزنند؛ سه آیه فوق بدین صورت می آمد: ۷۷ این قرآنی است کریم! ۷۸ آنرا جز پاکیزگان دست نزنند و ۷۹ مستخرج از کتابی مکنون. و آین آیات بصورتی که در قرآن آمده است فقط و فقط یک منظور را بیان می کند و آن اینکه کتاب مکنون را جز پاکیزگان دست نزنند و نه قرآن را!
۷) در مورد کاری تکراری ؛ حق با شما است منتهی با این تفاوت که من بدون اطلاع از کار آقای دکتر روشنگر و پس از چند سال مطالعه قرآنهای متفاوت، کتابی بنام تفسیر عامیانه بر تفاسیر عالمانه قرآن نوشتم ( در صورت تمایل می توانم کتاب را برای شما بفرستم) . در انتها ضمن اینکه دنبال مامنی برای انتشار کتاب به سایت های مختلف سر می زدم، با کتابهای مختلف آقای دکتر روشنگر از جمله کتاب بازشناسی قرآن بر خوردم و تصمیم گرفتم دامنه نوشتجات ایشان را که به آیات معدود و تیتر های معدودی پرداخته بودند ، وسعت دهم . لذا با مطالعه قرآن آقای زین العابدین رهنما ( بیش از پنجاه بار) دسته بندی های جدیدی با منطق های مربوط به آنها بوجود آورده، بنام تعمقی در قرآن منتشر نمودم.
مطلبی را که شما نمی دانید و من دوست دارم با شما در میان بگذارم اینکه ؛ تعمقی در قرآن بر عکس تفسیر عامیانه قرآن با لطف و محبت خوانندگان موافق این نوشتار واقع شد و من دوست داشتم نظریات مخالفین را نیز بدانم که شما بدادم رسیدید و من از این بابت بی نهایت از شما متشکرم. چون هر چه بیشتر که شما ایراد بگیرید ، نوشته را پخته تر خواهد نمود و مطمئنآ در تجدید نظر آینده ایرادات شما و جوابهای من نیز در بخش بیستم کتاب بنام” ایراداتی که به این نوشته گرفته شده است بچشم خواهد خورد ( البته اگر اجازه بفرمائید)
سعادت و موفقیت شما را آرزو می کنم
عمید
پاسخ ما
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد فارابی با یک سرج ساده مطالبی بسیار خواهید یافت که من نیازی به ذکر دوباره نمی بینم
آنچه به عنوان مثنوی معرفی می کنید درست نیست و شما می توانید بر شرح ها مثنوی مراجعه کنید
بله قرآن برای همگان نازل شده است و در آن شکی نیست لکن پی بردن به بطون قرآنی برای همگان میسر نیست خداوند برای قرآن معلمانی را قرار داده که جز اهل بیت نیستند و خود آنها ر نعرفی کرده می توانید به کتاب اهل بیت در قرآن خیرالله مردانی مراجعه کنید نه آنجه مر بوط به فهم قرآن است منحصر به شکل آیه نیست که اگر شکل آیه مطرح بود حتما لزوم وجود امام مطرح نمی شد شیعه معتقد است قرآن ظاهری دارد و باطنی که باطن را کسی نمی داند مگر آن قدر که خدا به او اجازه دهد قرآن صرفا متن نیست بلکه معناست و تفسیر معنا جز با عمل ووصل بودن به منشاء حقیقی عالم ممکن نیست یعنی کسانی می توانند لصل را بدانند که به حقیقت محض متکی باشند کسانی که قرآن را تفسیر می کنند ادعا ندارند که از خداوند بهتر می فهمند بلکه با توجه به آیات دیگر و همچنین روایات صحیح آیاتی را که در مواقع مختلف نازل شده اند و شاید مردم عوام نتوانند ربط بین آیات را پیدا کنند را مکشوف می نمایند و سخنان قر|آن را مثتاقی تر بیان می کنند زیرا اگر قرآن مثتاقی مطالب خود را بین می کرد در این صورت مشمول زمان می شد و این مسئله موجب می شد که قرآن در زمانی محصور بماند پس در هر عصر نیاز هست تا قرآن به مشکلات بشر پاسخ گوید و کار مفسرین همین است و لزوم وجود امام همین جا مطرح می شود
آنچه در مورد قرض الحسنه نوشتید درست نیست زیرا در اسلام و در سخنان نبی اکرم (ص) خداوند با همان اصل واجب الوجودی مطرح است و با همان اصل بی نیازی وبر همگان مشخص است که وقتی شما قرض الحسنه می ده۸د قرض را به فرد انسانی می دهید و خداوند خود بشر نمی شود و از شما قرض نمی گیرد ووقت با بزگواری خود را ضامن قرض حسن میکند تا مردم از نتیجه خوب آن مطمئن باشند و خداوند با این کار نیکو بودن این امر را تائید می کند و این امر ار بزرگ می دارد مانندذ آن جایی که روح بشر را به خود متصف می کند نه اینکه روح ما با خدا یکی است یا خد ا روح دارد ویا…
فقط بزرگی روح بشر را گوشزد می کند
نه در فهم آیات سوره واقعه اشتباه کردید زیرا که بنا به ظاهر و باطن داشتن قرآن هم سخن شما درست است و بدون وضو نباید به قرآن دست زد وهم به اصل قرآن پی نمیبردن جز پاکان .
تفسیر تسنیم آیت الله جوادی املی جلد ۱ را مطالعه کنید
نویسنده جزوه
متاسفانه ظاهرآ چنین می نماید که شما تمامی کتاب تعمقی در قرآن را
نخوانده اید و در حال حاضر ما اوقات خود را صرف مطالبی می کنیم که جز
قسمتی که می فرمائید ” بطن قرآن را فقط امامان می دانند” بقیه مطالب
چندان مفید نیستند.
من متونی را که صد در صد متکی بر آیات قرآن می باشد، در زیر می آورم و
خواهشم از شما اینست که بدون حاشیه رفتن مستقیمآ بتفسیر بطن آیات
بپردازید تا چشم و گوش من و خوانندگان مطالبی که من نوشته ام باز شود.
۱) سوره ۱۷ الاسراء آیه ۱۶ می فرماید: و چون خواهیم که قریه ای را هلاک
کنیم ، توانگران آنرا فرمان دهیم پس در آن
فسق کنند پس عذاب بر آنها واجب شود پس عذاب کنیم آنرا عذاب کردنی
نظر من: سادیسم از این آیه میبارد. اولآ باید پرسید که چرا الله
میخواهد قریه ای را هلاک کند؟ آنهم قریه ای که در آن فسق نیست و بفرمان
او است که توانگرانش در آن فسق میکنند تا عذاب بر آنها واجب شود!
ثانیآ ناتوانان و فقیران آن قریه که محققآ تعدادشان دهها برابر توانگران
است و حتی بفرمان الله نیز گناهی مرتکب نشده اند ، چرا باید هلاک شوند؟
اینکه چرا حضرت محمد اللهی تا این حد سادیستیک برای خود آفریده ، مساله
ایست که احتیاج به تفکر دارد. چون هیچ الله بی خرد و نادانی هم نمیتواند
از قدرتش اینچنین سوء استفاده بنماید.
تفسیر امامان:؟
۲) دوم هجرت ۵۷ الحدید ۲۲ هیچ مصیبتی در زمین و نه در جانهای شما نرسد
مگر آنکه پیش از آفریدن آنها ( نوشته
شده باشد) در کتابی. بیگمان این بر خداوند آسان است.
نظرمن: بدین ترتیب حضرت محمد خواسته- بدون توجه به عواقب ادعایش- مردم
باور کنند که اللهش قبل از آفریدن آنها ، سر نوشتشان را در کتابی محفوظ
مینویسد. غافل از اینکه این ادعا اشکالات زیر را بوجود می آورد:
۱) الله میخواهد امام حسین را بیافریند و در سرنوشتش در آن کتاب محفوظ ،
شمر را مامور میکند که سر از تن امام حسین جدا کند و این حادثه مطابق میل
خدا و نوشته محفوظ او در مورد سرنوشت امام حسین و شمر اتفاق می افتد. بنا
بر این؛
• شمر فقط وظیفه ایکه الله بعهده اش محول کرده انجام داده، که نه تنها بی
تقصیر است بلکه چون مطابق میل الله انجام وظیفه کرده ، کارش ستودنی است.
• امام حسین در مقابل سرنوشت و مشیت الهی نه تنها مقاومت بخرج داده بلکه
تعدادی از یاران شمر را که برای انجام ماموریت خود اقدام کرده بودند ،
کشته است و بنا بر این میخواسته از مشیت الهی سرپیچی کند و احتمالآ ما
ایشانرا در جهنم ملاقات خواهیم کرد.
• سر امام حسین را مطابق میل الله، بریده اند و انجام شدن میل الله باید
مورد اطاعت و ستایش مریدان و مسلمین قرار گیرد . پس اینهمه شیون و زاری
– پس از هزار و چهار صدسال- برای چیست؟
• لعن و نفرین شمر که دستور الله را مو بمو اجرا کرده، از کجا سرچشمه میگیرد؟
• اصولآ چرا نیکی که مطابق سرنوشت انجام گرفته، یا بدی که آنهم بمیل و
نوشته الله بوقوع پیوسته ، باید پاداش یا جزا داشته باشد؟
• چه دلیلی برای بوجود آوردن رستاخیز و بهشت و جهنم وجود دارد؟ و از همه مهمتر:
۲) وجود پیامبران چه صیغه ای دارد؟ و چرا آنها جهانی را بهم ریخته اند
تا سرنوشت مردم را عوض کنند؟ اگر آنها هم مطابق سرنوشتشان انجام وظیفه
کرده اند، الله را باید موجودی دیوانه و بی شعور دانست. چون از طرفی در
سرنوشت بعضی مینویسد که بدین اسلام گرایش نداشته باشند و از طرف دیگر در
سرنوشت محمد مینویسد که مامور است بهر قیمت آنها را وادار کند که از میل
الله سر پیچی کرده مسلمان شوند!
۳) اصولآ تئوری « سرنوشت» با تئوری « احتیاج بوجود پیامبران» در ستیزند.
تئوری سرنوشت میگوید که الله مکنوناتی دارد که آنها را با انتخاب خود در
سرنوشت اشخاصی که میخواهد بیافریند، گنجانده، خط و مشی زندگی آنهارا
برنامه ریزی میکندو بدیهی است که کسی را قدرت تخطی از برنامه نوشته شده
در سرنوشتش نیست!
از طرف دیگر محمد بر خلاف میل الله سعی میکند که کفار را مسلمان کند. آیا
محمد خلاف کار و سزاوار جزای آتش جهنم نیست که بر خلاف میل الله کافری را
که مطابق میل الله، کفر میورزد ، مسلمان می نماید ؟
۴) اگر نخواهیم بپذیریم که الله دیوانه و بی شعور است ، آیا توجیه دیگری
جز خرد ستیزی حضرت محمد که این ادعا ها را از طرف اللهش کرده او را
بیشعور و دیوانه پنداشته، وجود دارد؟
نظر امامانی که بطن قرآن را می دانند:؟
۳) در قرآن یک سوره به جن که جنس او از آتش است وبا انسانها گفتگو دارد
اختصاص داده شده!
نظر من: جن وجود خارجی ندارد و اگر هم وجود داشت آتش قادر نبود با
انسانها گفتگو کند.
تفسیر امامان: ؟
۴) قرآن به دهها راه مختلف یرای تشخیص مؤمن از کافر در رستاخیز اشاره
کرده است؛ بشرح زیر:
سال نزول شماره سوره نام سوره شماره آیه علامت تشخیص
دوم بعثت ۸۴ الانشقاق ۷ دست راست
۱۰ پشت سر
۸۲ الانفطار ۱۰و۱۱ نگهبان و نویسنده
سوم بعثت ۶۹ الحاقه ۱۹ دست راست
۲۵ دست چپ
چهارم بعثت ۵۰ ق ۲۷ گواهی قرین
۵۶ الواقعه ۲۷ دست راست
۴۱ دست چپ
۵۵ الرحمن ۴۱ بسیما هایشان بشناسند
۵۴ القمر ۵۲ نامه اعمال
۵۳ النجم ۳۰و۳۲ دانش الله
۵۰ ق ۱۷و۱۸ فرشته نگهبان آنرا بنویسد
۲۱ سوق دهنده و گواه
ششم بعثت ۴۲ الشوری ۱۷ کتاب و ترازو
۳۹ الزمر ۶۹ گواه پیامبران
هفتم بعثت ۳۶ یس ۱۲ لوح محفوظ ( سرنوشت)
یازدهم بعثت ۲۰ طه ۱۰۲ گناهکاران سبز چشمند
۱۲۴ نابینایش بر انگیزیم
دوازدهم بعثت ۱۷ الاسراء ۸۹ نامه اعمال و کتاب
سیزدهم بعثت ۷ الاعراف ۷و۸و۴۶ دانش الله و ترازو و سیماهایشان
ششم هجرت ۲۴ النور ۲۴ و۶۴ گواهی دستها و پاها و زبانها و دانش الله
دهم هجرت ۳ آل عمران ۱۸۰ آنچه را گفتند و کردند خواهیم نوشت
نظر من: و حضرت محمد ادعا دارد که اینهمه تلون مزاج ها به الله دانا و
توانایش تعلق دارد که این بلا تکلیفیها را، اللهش به او الهام کرده،
شاید هنوز هم نداند که بالاخره کدام راه را برای تشخیص مؤمن از کافر در
پیش خواهد گرفت.
در شناخت مؤمن از کافر در روز قیامت ، حضرت محمد ( یا الله او) حدود ۵۰
آیه از قرآن را با ضد و نقیض گوئی و فقط برای ترساندن مردم بکار گرفته
است.
نظر از ما بهترونی که بطن قرآن را می دانند:؟
طبیعی است که این فقط مشتی است نمونه خروار، و برای تمام حقایقی که قرآن
بدانها اشاره دارد باید کتاب تعمقی در قرآن مطالعه شود.
با احترامات لازمه
عمید
پاسخ ما
بسم الله الرحمن الرحیم
در پاسخ به سوال اول باید بگوییم که:
اگر مطالعات اسلامی داشته باشید باید با مسائلی مانند املاءواستدراج آشنا باشید در این قائده که از سنن خداوند متعال است (و تغییر پذیر نیست ) پس از آنکه شخص یا اشخاصی بدی را از حد گذراندند(در حالی که برای آنان پیشتر رسولی فرستاده شده بود در آیات قبل به وضوح بیان شده است) خداوند آنها را با امور دنیوی سرگرم میکند و دراین صورت شخص هرروز وسائل گمراهی خود را بیشتر فراهم میکند واین وسائل گمراهی موجب هلاکت شخص می شود خداوند هرگز امر به بدی نمیکند و اگر این توهم درکسی ایجاد شود ازچند جا منشاء میگیرد اول اینکه توحید اسلامی را نشناخته و خداوند را متهم به نقص میکندو دوم اینکه قرآن را خوب نخوانده که در آیه ۲۸ سوره اعراف می فرماید: خداوند قطعا به کار بد فرمان نمی دهند و سوم از ضعف در فهم کلام قرآن سرچشمه میگیرد زیرا این آیه که ما به آن اشاره کردیم چند تاکید وجود دارد اول «ان» بر سر آیه دوم فعل مضارع و آمدن کلمه الله و نه ضمیر به جای آن. پس خداوند به صورت جبری کسی را گمراه نمیکند که اگر این کار را بکند درآن صورت چون شخص مختار نبوده ، گناهی مرتکب نشده که قابل اعقاب باشد درحالی که در آیات قبلی اشاره دارد که ما کسی را عذاب نمی کنیم مگر آنکه پیشتر رسولی را فرستاده باشیم
مسئله سوم اینکه اگر باروایات اسلامی آشنا باشید می بینید که خداوند در همه جا با این صفت که رحمت او بر غضبش پیشی دارد معرفی شده است ودر قرآن خداوند صاحب فضل و کرامت عظیم معرفی شده است در روایات دیده شده که بخاطر چند نفر به همه قوم امان داده شده است .
اما نکته بعدی این است که در روایت داریم اگر حاکمی ظالم وجود داشته باشد و مردم وصلحاء در مقابل ظلم او قیام نکنند و امر به معروف و نهی از منکر ننمایند در این صورت اگر صالحانشان هم دعا کنند دعایشان مستجاب نخواهد شد .
در پاسخ سوال دوم :
دوباره مشکل بالا وجود دارد ادبیات عربی را باید تقویت کنید زیرا مصیبت اعم از خیرو شر است ونه فقط شر.
و مسئله بعد این است که نگاه شما در این مسئله مانند نگاه امویان به دنیا برای توجیه امور خود است زیرا آنان جبر گرای مطلق بودند و همه چیز را به خدا وند منصوب میکردند تا خود را از زیر بار مسئولیت برهانند ولی نگاه اسلام این نیست امام صادق (ع)فرماید : نه جبر مطلق در دنیا حالکم است نه اختیار مطلق بعضی از امور در حیطه اختیار انسان است و شخص در مقابل آن مسئول و بعضی از امور دراختیار انسان نیست و شخص بابت آن بازخواست نمی شود و اما درباره آیه مورد نظر باید گفت اولا اگر خدوند چیزی را بداند این دانستن موجب عمل ما نخواهد شد و علم خداوند از عمل ما مجزاست مانند اینکه شما میدانید که فرزندتان در صورت خروج از خانه فلان کار خوب یا بد را انجام خواهد داد آیا این دانستن شما موجب عمل فرزندتان است ؟ جواب حتما نه است زیرا دانستن شما باعث عمل فرزندتان نشده است (پس بازهم نیاز است شما توحید اسلامی را بیشتر مطالعه کنید) و نکته بعد اینکه اگر در قرآن درست تعمق کرده باشید به آیه ای برخورد میکنید که می فرماید : که برای چیزی که به دست می آورید و از دست میدهد نا راحت نشوید و این آیه و آیات بعد هم باید باآیه ۲۲ سوره حدید باهم معنا شوند والا دارای معنای کامل نخواهند بود.( در ادبیات به مسئله نزدیک به این موقوف المعانی میگویند که بیتی با توجه به بیت بعد خود دارای معنای کامل می شود) و در آیه بعد بحث انفاق را پیش می آرد و خداوند را غنی و حمید لقب میدهد .خوب دراین صورت شما میبینید که معنا غیر آن چیزی می شود که شما بیان کردید زیرا خداوند میفرماید: شما نباید برای آنچه از دست میدهد و آنچه به دست می آورید خیلی نگران باشید زیرا آنچه جزء قضاء حتمی باشد اتفاق خواهد افتاد یعنی بااین آیات هم بحث جبر و اختیار را مطرح میکند و حل مینماید و هم بحث قضاء و قدر را .(البته درک مباحث یاد شده نیاز به کمی مطالعه فلسفی و کلامی دارد) شایان توجه است شما بابیان بخشی از آیه و ذکر نکردن بخش دیگر دچار مغالطه شده اید
جواب سوالات بیان شده مانند دلیل وجود پیامبر و رستاخیر در مباحث بالا هست و نیازی به تکرار نمی بینم
درمورد جن سوال کرده اید که آیا وجودارد یا نه بر طبق نظریات علمی جهان دارای ابعاد غیر از ابعادی که ما میبینیم نیز هست که این ابعاد را تا ۱۱ بعد شمارش کرده اند و ما به بیش از ۴ یعد دسترسی نداریم پس ممکن است موجوداتی از هر جنس در ابعاد دیگر دنیا زندگی بکنند و دارای توانمندی هایی بیشتر از ما باشند که باوجود عجایب اطراف خودمان باور چیزهای عجیب دیگر دور از ذهن نیست البته برای آشنایی با این مسائل باید کمی به مطالعه علومی مانند فیزیک و فضا شناسی بپردازید و به نظریاتی مانند نظریه ریسمان توجه کنید .اما وجود جن از معتقدات تمامی مسلمانان است زیرا در قرآن به آن اشاره شده ولی چون شما به اصل قرآن اعتقاد ندارید استناد به قرآن در این مورد مفید فایده نبوده است لذا به آن نمی پردازیم .اما تعجب دراینجاست که با رد شدن بسیاری از فرضیه های محکم علمی شما اینقدر با اعتماد به نفس می گویید نمی شود یا می شود و ادله هم ارائه نمی کنید ؟
آیات ۷ و ۱۰ سوره انشقاق هیچ منافاتی بام ندارند زیرا نیکو کار با دست راست خود نامه عملش را دریافت خواهد کرد و بد کار از پشت سر ودر سایر آیات هم مشکلی مشاهده نشد یعنی به نظر شما نمی شد به کسی وسیله ای راهم از پشت سر وهم به دست چپش داد (بیشتر فکر کنید حتما می شود)
تا به حال از چیزی نترسیده اید و رنگ شما نپریده است و یا خوشحال نشده اید و گونه ها شما به سرخی نگراییده است (فکر کنید رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون)
اگر توحید را بدانید متوجه میشوید که علم خداوند چگونه علمی است و اسلام خدارا چگونه معرفی کرده است آیا دانستن معلم منافاتی با دریافت کارنامه و اعلام نتایج به محصل دارد .فکر کنید حتما ندارد
متون مرجع اسلامی را بیشتر مطالعه کنید
همینطور نقد کتاب بازشناسی قرآن را .
والسلام علی من تبع الهدی
پس از این نوشته ما نامه ای از ایشان دریافت نکردیم
