تقدیم به ساحت مقدس امام عصر (عج) روحی فداه
این روزها یا به طور دقیق از اواخر دهه ی ۹۰ میلادی تا کنون در اکثر شبکه های تلوزیونی آمریکا و احیانا برخی کشورهای اروپایی و عاظ و خطیبایی مشغول پندواندرز مردم هستند، برای مثال در شبکه ی c.b.n ایالات متحده، پت رابرتسون واعظ تلوزیونی، از فرا رسیدن پایان تاریخ و دومین ظهور مسیح سخن می گویند و در همین راستا به مردم پند و اندرز میدهد. به جرات میتوان گفت که امروزه ایستگاههای مذهبی که کلیسای تلوزیونی نامیده میشوند ذهن بسیاری از افراد ساکن در ایالات متحده را به خود مشغول داشته اند و برای شهروندان آمریکایی موعظه و پند ارائه میدهند و زمینارفتن به کلیسا جهت خواندن نماز را فراهم می آورند. این شبکه ها همچنین اخبار و میز گردهای مربوط به مسایل دینی، نظر شریعت و دین درباره ازدواج و مساله زندگی مشترک،طلاق،تربیت عمومی،کودکان و وسایل خاص آنها،سقط جنین و بالاخره کاندیداهای انتخاباط را پخش میکنند.
اما چیزی که در همه این برنامه ها روشن و بدیهی است،این است که اسرائیل نگین انگشتر و مقصود برانامه های مذکور است. چون در این شبکه ها اعلام میشود که حمایت از اسرائیل و پشتیبانی از اشغال قدس توسط این کشور، فریضه ای مذهبی است وبه عبارت دیگر، تاسیس اسرائیل، گامی قبل از ظهور مسیح است و گام آخر در این سلسله اعمال به اصطلاح مذهبی،ساخت هیکل(معبد) بر بالای قبعه ی صخره نزدیک مسجدالاقصی است.
اما مختصری در مورد مجتمع شبکه ی تلوزیونی c.b.n واقع در ویرجینیا بیتز:مجتمع ساختمانی ۱۱ طبقه که علاوه بر شبکه ی فوق الذکر،دانشگاه ریجینت((regentرا نیز در بر میگیرد. این دانشگاه دانشگاهی مذهبی (مسیحی) بود که به دانشجویان خود مدرک دانشگاهی در رشته های حقوق،علوم سیاسی و روزنامه نگاری اعطا میکند.
در بالای درب ورودی این دانشگاه آیه ی۱۴، اصحاح ۲۴ انجیل متی توجه هر مراجعه کننده ای را جلب میکند:تلاوت کتاب مقدس به شما این بشارت را میدهد، و این نشانه ای است برای تمام ملل در سراسر جهان، سپس نهایت فرا میرسد.
در کتابخانه دانشگاه نیز آیه ۲۵اصحاح هشتم سفرمکود اول در عهد قدیم ملاحضه میشود، مضمون آیه به این شرح است: اکنون ای خدا، خدای اسرائیل ، وعده خود را که به بنده ات،داوود،پدرم،دادی و با او در آن مورد سخن گفتی حفظ کن، آنجا که گفتی: در مقابل من از مردان، کسی کهبر تخت اسرائیل بنشیند،نابود نمیشود.
در راهروی مقابل کتابخانه نیز تابلویی دیواری موجود است که ِدژهای ۴گانه ی دیده شده در خواب یوحنا پیرامون روز داوری در رستاخیز را به تصویر میکشد،درلابی دیگری ملاحضه میشود که مضمون آن مثل تابلوی قبلی از مشاهدات یوحنا در مکاشفه اسرار آمیز و رمز آلودش سرچشمه میگیرد. نقش تابلو جنگ معروف آرمگدون میان یاجوج و ماجوج را به تصویر می کشد، همان جنگی که قبل از ظهور مسیح به وقوع می پیوندد. در حقیقت شبکه ی c.b.n و دانشگاه ریجینت یک هدف دارند و آن عبارت است از اینکه آمریکا آمریکایی را برای ظهور مسیح آماده کنند. همچنین شبکه ی c.b.n دارای ایستگاهی بنام (ستاره های امید) در جنوب لبنان است که برنامه های خود را از آنجا پخش میکند تا زمینه برای ظهور مسیح فراهم آید.
تعجب و حیرت مردم دنیا ازتبلیغات این نوع سازمان ها در ۱۹آوریل ۱۹۹۳ به اوج خود رسید،در این تاریخ آتش جمیعت دیویدها در واکو برافروخته شد و ۷۴ تن از اعضای این جمعیتبه همراه رهبر خویش دیوید کوروش خودکشی کردند. آنان اعتقاد داشتند با این کار اوامر خداوندرا درجهت فرا رسیدن پایان تاریخ و ظهور مسیح به اجرا میگذارند. نکته قابل توجه این است که هنگام خاکسپاری کوروش، تابوت او را با پرچم اسرائیل و نه پرچم آمریکا پیچیده بودند. در مورد دیوید کوروش باید گفت نام اصلی او (ورمون و این هاول) [۱۹۹۳-۱۹۵۹] بود،وی در آگوست سال ۱۹۹۰نام خود را با دیوید کوروش تغییر داد، تا نام خویش را آمیزهای سازد از نام دیوید (حضرت داوود (ع)) شاه یهود و کوروش (شاهنشاه ایران که یهود را از بند اسارت حاکم بابل نجات دهد) و نام خود را در تاریخ یهود و عقیده ی هزاره ی تدبیری ثبت کند. باری،در دومین سالگرد خود سوزی جمعیت دیویدها در واکو در ۱۹آوریل۱۹۹۵،(تیموتی مک وی) به انتقام کشتهشدن دیوید کوروش و یارانش،اقدام به منفجر ساختن ساختمان پلیس فدرال در اوکلاهاما نمود. اواعتقاد داشت، این آتش سوزی ریشه در نقشه ای شیطانیو جهانی دارد که بر خلاف سفارشات خداوند بوده و ظهور مسیح را به تعویق می اندازد. مسئله اینجاست که این حادثه در کشوری به وقوع می پیوندد که برای تمدن غرب جدایی کلاسا از دولت(دین از سیاست) را از زمان تصویب لایحه قانونی ایالت ویرجینا در سال ۱۷۷۷ یعنی یک دهه قبل از انقلاب فرانسه به ارمغان آورد. لایحه ای که تصویب آن باعث شد ایالات متحده دین رسمی و یا کلیسای رسمی نداشته باشد. اولین اصلاح و تعدیل در قانون اساسی آمریکا در سال۱۸۰۱ بوقوع پیوست و هدف آن بنابر آنچه که رییس جمهور وقت آمریکا عنوان کرده بود: ایجاد حد فاصل میان کلیسا و دولت است…. همانگونه که مسیحیت آمریکایی از بعد سیاسی با فرد گرایی و فلسفه ی[ او را بحال خودرها کند،کار کند یا نکند - آزادی اقتصادی از دید آدام اسمیت ] موافقت کرد تا تبدیل به آن چیزی شود که رابرت آن را خدای مذهب و دین مدنی میداند.
از این رهگذر دو موضوع قابل بررسی است:
۱- مذهب در آمریکا = ۹۵٪ آمریکایی ها اعتقاد دارند، خدا هست و از میان ۵ نفر، ۴ نفر به معجزه و زندگی پس از مرگ و تولد حضرت مسیح از دامان پاک حضرت مریم (پاکدامنی حضرت مریم) اعتقاد دارند. همچنین ۸۲٪ امریکایی ها خود را اصولگرا و مذهبی تلقی میکنند،در حالیکه این نسبت در بریتانیا ۵۵٪، در آلمان ۵۴٪،و در فرانسه ۴۸٪ است. اما نسبت افرادی که در آمریکا هر هفته به کلیسا میروند ۴۴٪،در حالیکه در آلمان ۱۸٪،در بریتانیا ۱۴٪ و در فرانسه ۱۰٪ است.
۲- جانبرداری و حمایت آمریکایی ها از اسرائیل= فرهنگ آمریکایی عنوان میکند،فرهنگ یهودی- مسیحی ((Judeochristian بر پایه ی تقلیدها و آداب و رسوم اخلاقی و مذهبی یهودی و مسیحی یا میراث یحودی- مسیحی استوار است. موضوعی که در پایان معنایی سیاسی یافت و به توافق،همراهی و همگامی ارزش های آمریکایی و اسرائیلی ترجمه شد.
از اینجاست که فرضیه ی پژوهش شکل می گیرد و آن چگونگی تفسیر و تشریح مذهبی شدن و یهودی شدن آمریکا بود.مذهبی شدن و یهودی شدن آمریکا با شکا گیری و نشو و نمای آن ارتباط پیدا میکند. مهاجران اولیه، آمریکا را اورشلیم جدید یا کنعان جدید تلقی کردند و خود را به عبرانی های قدیم تشبیه نمودند که از ظلم و ستم فرعون (جیمز اول شاه بریتانیا) فرار کردند و از سرزمین مصر (انگلیس) به جستوجوی سرزمین جدید گریختند. به این ترتیب، تعقیب و بیرون راندن سرخپوستان توسط مهاجران پروتستان در دنیای جدید (آمریکا) به سان تعقیب و بیرون راندن عبری های قدیم توسط کنعانی ها در فلسطین ترجمه شد. شهرک نشین ها از پندها وسفارشات حکایات (سفرخروج) چراغی فرا راه خود در تدوین قانون اساسی آمریکا ساختند. بنابرین بندگی در مصر،بیرون رانده شدن،سرگردانی،وارد شدن به سرزمین موعود، قتل عام ساکنان آن و…. تاریخ پیشین و آینده ای برای ملت جدید برگزیده خداوند در سرزمین موعود شد. تبدیل اسرائیل به دنیای جدید و یا بهتر،تبدیل سرزمین موعود به اسرائیل جدید، هدف اصلی طرح شهرک نشینان پروتستانی پورتانی اولیه بود. آنها همیشه در انگلستان خواب تطبیق و اجرای شریعت تورات را میدیدند و هنگامی که به آمریکا آمدند، رویای دولتی را در سر می پرورانند که دستورات و فرمانهای خداوند بر آن حکومت کند.
حتی مورخی چون (جان ویسک) می گوید:
همین که می بینی، تاریخی در آمریکا ساخته می شود، ملاحضه می کنی که آن تاریخ یهودی-آمریکایی است.
یهودی شدن (مسیحیت آمریکایی) در اصل به آن چیزی باز میگردد که ما آنرا مسیحیت یهودی نامیدیم و با ظهور قدیس پولس دومین بنیانگذار مسیحیت پس از ((یسوع)) ارتباط پیدا میکند، اما فقط طی دوره ی اصلاح گرایی و انقلاب در اروپا ظاهر شد و رشد کرد و نقش مهمی پس از باز پس گرفتن اسپانیا توسط مسیحیان، که در آن زمان در دست یودیان یهودیان به آیین مسیحیت درآمده (یهودیان پارامو) بود، بازی کرد.
با شروع قرن شانزدهم، تاثیرات مسیحیت یهو منجر به انتشار ایده ی هزاره گردید، و تفسیرهای نوین و جدیدی از سفر دانیال نبی (در عهد قدیم) و رویای یوحنا (در عهد جدید) ارائه شد و یهودیان در نقشه ی خداوند، جهت پایان تاریخ، که شامل بازگشت یهو به فلسطین، آن هم قبل از آمدن مسیح میشد، جایگاه مهمی پیدا کردند.
ولی حرکت مهم مسیحیان یهو با جنبش اصلاح طلبانه پروتستان در قرن شانزدهم ارتباط پیدا می کند. به طوری که پروتستان ها اعتبار و آبروی یهودیان را به آنها باز گرداندند وعهد قدیم (یهودیان) بالاترین منبع اعتقادی پروتستانها شد. با انقلاب پورتانی ها در قرن هفدهم، یهودی شدن مسیحیت به اوج خود رسید. پورتانیها در گرامی داشت عهد قدیم سنگ تمام گذاشتند و از دولت بریتانیا خواستند، قوانین توراترا به عنوان قانون اساسی کشور اعلام کند! و آداب رسوم یهودیت را جایگزین مسیحیت کردند، آنها حتی پا را فراتر گذاشته و برخی از آنها نماز و کتاب مقدس را به زبان عبری میخواندند.
هنگامی که مهاجران پورتانی اولیه به دنیای جدید (آمریکا) رسیدند، استوره های ملت برگزیده، سرزمین موعود و سرزمین اسرائیل چراغ راه و راهنمای ایشان بود. آنها نماز را به زبان عبری می خواندند و بر فرزندان خود نام هایی از داستانهای تورات می گذاشتند
