تاکید رسول اکرم(ص) بر حکومت حضرت مهدی (عج) در خطبیه ی غدیریه
کتاب منتخب الاثار روایات فراوانی را که از همه ی معصومین (ع)درباره ی حضرت مهدی(عج) رسیده جمع آوری کرده است ، یک نمونه از آن ضمن خطبه ی غدیریه ی حضرت رسول اکرم (ص)آمده است .همان روزی که پیامبراکرم (ص) مولای ما امیرالمومنین علی(ع) را به امر خدا به ولایت منصوب کرد، همان روزسخن از امامان (علیهم السلام)به میان آورده است ومخصوصاً روی حضرت مهدی(روحی فداه) تکیه ی زیادی دارد و خصائص آن حضرت را بیان می کند. این چند جمله را از همان خطبه به طور منتخب نقل می کنم میفرماید:
(معاشر الناس انه اخر مقام اقوامه فی هذا المشهد)
« مردم، این آخهرین موقفی است که من ایستاده ام وبا شما صحبت میکنم»(احتجاج طبرسی ج۱ ص۷۴)
پس از این دیگر شما رادر اینجا نخواهم دید. چون ماه های آخر عمرشریفشان بود و تقریباً دو ماه بعد از دنیا رحلت فرمودند.
(فا سمعوا واطیعوا ونقادو امر ربکم )
« حال بشنوید وفرمان خدای خود را اطاعت کنید »
( فان الله عزو جل هو مولیکم والهکم )
« در درجه ی اول خدا مولا ومعبود شماست»
(ثم من دونه محمد ولیکم والقائم المخاطب لکم)
« بعد از خدا محمد ولی و سرپرست شماست که هم اکنون سرپا ایستاده و با شما سخن می گویید»( ثم من بعدی علی ولیکم و امامکم بامر ربکم ثم الامامة فی ذریتی من ولده الی یوم تلقون الله ورسوله)
« پس از من، علی، ولی وسرپرست شما و امام شما به امر خدای شماست ، سپس امامت در فرزندان من ، از فرزندان اوست اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات کنید».
(معاشر الناس ذریة کل نبی من صلبه و ذریتی من صلب علی )
« مردم ! فرزندان هر پیامبری از صلب خود آن پیامبر است ولی فرزندان من (امامان)از صلب علی است».
(معاشر الناس آمنوا باللهورسوله والنور الذی انزل معه)
« ای مردم ، به خدا و رسول خدا و آن نوری که همراهانش نازل شده ، ایمان بیاورید » .
(معاشر الناس النور من الله عزو جل فی مسلوک ثم علی ثم فی النسل منه الی القائم المهدی الذی یاخذ بحق الله وبکل حق هولنا)
« ای گروه مردمان ، همانا نور از جانب خدا در من قرار دارد. پس ازمن در علی ، سپس در نسل اوست . تا اینکه به قائم مهدی برسد،همان کس که حق خدا و هر حقی را که ازآن ماست ،خواهد گرفت ».
(وقد بلغت ما امرت تببلیغه)
« مردم ! من ان چه را که مامور به تبلیغ آن بودم ، تبلیغ کردم».
(حجة علی کل حاضر و غائب)
« واین حجتی شد بر هر حاضر و هر غائبی».
(وعلی کل احد ممن شهدا او لم یشهد )
« حجت بر همه کس تمام شد ، چه آنانکه در اینجا حاضر بودند ، چه آنانکه حاضر نبوده اند!»
(ولد اولم یولد )
« چه آنکه از مادر زاده شده اند و چه آنان که هنوز از مادر زاده نشده اند».
(فلیبلغ الحاضر الغائب والوالد الولد الی یوم الی القیامه)
« باید این گفتار من را حاضران به غائبان و پدران به فرزندانشان تا روز قیامت ابلاغ نمایند».
آنگاه درباه ی حضرت مهدی (عج) توضیح وتفضیل بیشتر ازسایر امامان دادند وفرمودند:
( معاشر الناس…الا ان خاتم الائمه منا القائم منا القائم المهدی الا انه الظاهر علی الدین )
« ای مردم، آگاه باشید ، آخرین امام از ما ، همان امام قائم مهدی است همو که غلبه ی بر همه ی ادیان خواهد داشت ».
(الا انه المنتقم من الظالمین)
« توجه، که او انتقام گیرنده ی از ستمگران است ».
(الا انه فاتح الحصون وهادمها )
« توجه او گشاینده ی دژهای محکم و ویرانگر قلعه ها ی سخت بنیان {ظالمان } است ».
(الا انه مدرک بکل ثار لا ولیاء الله »،
« توجه، او خونخواه خون های به ناحق ریخته ی اولیا ء خداست».
( الا انه وارث کل علم والمحیط به )
« توجه، او وارث تمام علوم ومحیط به همه ی دانش ها ست».
( الا انه المخبر عن ربه عزو جل)
« توجه، او خبر گزار از جانب پروردگار خویش است ».
(الا انه المفوص الیه )
« توجه اوست که تدبر امور خلایق ، واگذار به او شده است».
(الا انه الباقی حجة ولا حجة بعده ولا حق الا معه ولا نور الا عنده)
« توجه ، اوست تنها حجت پایدار از خدا که حجت دیگری بعد از او نخواهد بود و حقی نیست جز آن که همراه اوست ونوری نیست جز آن چه که در نزد اوست».
(الا وانه ولی الله فی الارضه وحکمه فی خلقه امینه فی سره وعلا نیته)
« توجه، اوست ولی خدا در روی زمین و داور او در میان خلائق وامین او در پیدا ونهان امور ».
پیشگویی حوادث آخر الزمان در روایات
توجهی هم به روایاتی داشته باشیم که چهارده قرن پیش راجع به حوادث آینده ی زمانی اشاراتی فرموده اند که به حق از معجزاتشان محسوب میشود و ما بالعیان آنها را می بینیم ، از جمله رسول خدا(ص) منقول است:
ظاهر نیکو اما …
(سیاتی علی امتی زمان تحبث فیه سرائرهم وتحست فیه علا نیتهم )
« زمانی بر امت من خواهد آمد که در آن زمان باطنشان ناپاک و ظاهرشان نیکو می شود».
دنیا طلبی
( طمعافی الدنیا)
« دنیا طلبی در جانشان رسوخ میکند »
بی اعتنایی به وعده های الهی
( لا یریدون ماعند الله عزوجل)
« خواهان آن چه که نزد خداست نمی باشند ووقعی به وعـده های خدانمی نهند»
ریاکاری
( یکون امرهم ریائ لا یحالطه خوف)
« کارشان ریاکاری می شود وخالی از خوف خدا »
عذاب فراگیر
( یعمهم الله منه بعقاب)
« در این موقع است که خداوند آنها را به عذاب و عقابی فراگیر و عمومی مبتلا می سازد» که:
( فیدعونه دعا الریق فلا یستجاب لهم)
« مانند آدمی که در حال غرق شدن است و دست وپا میزند ،دعا میکنند و هرگز هم اجابت نمی بینند»
برچیده شدن بساط علم
( اذا رفع العلم وظهر الجهل )
« آن زمانی است که علم (با رفتن علما ) بساطش از میان مردم برچیده می شود و جهل جانشین آن می گردد ».
در حال حاضر ما میبینیم که چگونه علما یکی پس از دیگری می روند و جدا جایشان خالی می شود ونادانان جای آنها را می گیرند.
افزایش قاری قرآن
(کثر القراء وقل العمل)
« قاریان قرآن زیاد می شوند وعمل به آن کم میشود »
قاریان ، حافظان، معلمان و مفسران قرآن از زنان و مردان تا بخواهید زیاد دیده میشوند اما از عمل به قران خبری به گوش نمی رسد ، گویی که ملخ ریشه ی آن را خورده است .
افزایش شاعران
(کثر الشعراء )
« شعرا نیز زیاد میشود »
و احیانا بیش تر از قاریان قرآن که حتی در مجالس ترحیم نیز اکثرا به جای قرآن شعر ، می خوانند و ثواب آن را هدیه به روح میت می کنند.
کم شدن فقها ی هدایتگر
(قل الفقهاء الهادین وکثرفقها ء الضلالة)
« فقها [که گفته میشود ، تنها صنف مستنیط احکام فقهی نمی باشند.بلکه منظور مطلق دانشمندان آگاه از مبانی دین است، اعم از متبلس به لباس روحانی وغیر آن] در آن زمان اضلالگرانشان بیش از هدایتگرا نشان می باشند».
حرفهای حکیمانه اما اعمال رذیلانه
( کلامهم حکمة واعمالهم داء لا یقبل دواء)
« سخنانشان، حکیمانه است و اعمالشان دردی درمان ناپذیراست» .
حلال شدن دروغگویی
( استحلوا الکذب)
« دروغگویی در میان مردم حلال می شود ».
اصلا زندگی بر اساس دروغ می چرخد. اگر دروغ نباشد ، کارشان پیش نمی رود.
ربا خواری آشکار
( وکان الربا ظاهرا لا یغیر)
« ربا خواری آنچنان عادی و علنی میشود که مجالی برای توبیخ و سرزنش نمی ماند».
واقعا عجب است . این سخنان از معجزات رسول خدا و ائمه ی هدی (ع) است .آن روز فرموده اند و امروز می بینیم که چنین شده است . اگر امروز کسی بگوید : این معامله ربوی و حرام است ، نه تنها باورشان نمی شود ؛ بلکه گوینده را به تمسخر و استهزاء می گیرند .
ساختن بناهای محکم
(شیدوا البناء)؛
« ساختمانهای محکم وبرج های بلند وبا عظمت می سازند».
تعطیلی احکام قرآن
( عطل الکتاب واحکامه )؛
« قرآن واحکامش تعطیل می شود ».
آنچنانکه:
ظهور امام قائم
( اذا قام القائم دعی الناس الی الاسلام جدیدا)
« امام قائم ، مردم را به سوی اسلام جدید دعوت میکند »
قمار مایه افتخار
(ورایت القمار قد ظهر)
« قمار آشکار واحیانا مایه ی افتخار میگردد».
فراگیر شدن سازو آواز
(رایت الملاهی قد ظهرت یمربها لا یمنع احد احدا)
« ساز و آواز و آهنگ های لهوی آنچنان فراگیر میشود که مسلمانان از کنار آن به طور عادی می گذرند وخود را موظف به نهی آن نمی دانند».
عجیب تر این که جزء مقدسات در مجالس جشن و عزای امامان (علیهم السلام) به حساب آمده و احیانا تقرب به خدا هم محسوب میگردد!!
(این جملات ، قسمت هایی ازلابلای روایات متعدد به طور منتخب نقل شده کسانی که خواهان تفصیل آن باشند به کتاب منتخب الاثر از صفحه ی ۴۲۴تا۴۳۸ رجوع نمایند).
برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید
فرموده اند در زمان غیبت دعا برای تعجیل فرج و حفظ ایمان و یقین زیاد داشته باشید ، ضمن دعا در زمان غیبت ، این چند جمله آمده است :
(لا تسبلنا الیقین لطول الامد فی غیبة)
« خدایا ؛ نکند به خاطر این که مدت غیبتش طول کشیده است ، حالت یقین ما از بین برود ».
این بلا و گرفتاری بسیار بزرگی است و خدا نکند دچار آن بشویم . حالا با این همه گناهان که داریم ، کاری کنیم که حداقل اعتقاد ما نسبت به امامانمان خدشه دار نشود.
(ثبتنی علی طاعة ولی امرک )
« خدایا ؛ در زمینه ی اطاعت از ولی امرت تثبیتم کن ».
مرا نگه دار ،نگذار متزلزل بشوم . نگذار اعتقادم از بین برود .البته ما انتظار فرج داریم و برای تعجیل در فرج نیز دعا می کنیم اما می دانیم که غیبت و طول مدت غیبت براساس مصلحت الهیه است و ما حق چون چرا گفتن نداریم در همین دعا می خوانیم ؛
( فصبرنی علی ذلک حتی … لا اقول لم وکیف)
« خدایا ؛ به من توفیق صبر غیبت آن حضرت عنایت کن به طوری که نگویم چرا غیبت طول کشید و این چگونه است ؟»
(وما بال ولی الامر لا یظهر وقد امتلات الارض من الجور)؛
« با این که زمین پر از جور وستم شده است پس چه شده که ولی امر ظهور نمی کند ».
نباید بگوییم ؛چرا در فرج حضرت مهدی (عج) تعجیل نمی شود ؟
در عین حال که ما تعجیل در فرج را دوست داریم ، ولی حق نداریم بگوییم : چرا در فرج تعجیل نمی شود ؟
می گوییم : آن چه خدا خواسته است ،مصلحت در همان است .اگر تاخیر خواسته ، ما هم تاخیر می خواهیم . اگر تعجیل خواسته ماهم تعجیل می خواهیم در عین حال اشتیاق شدید به تعجیل در فرجش داریم ..
|
آن چه ما به آن موظف هستیم ، انتظار است ؛یعنی ، آماده ساختن خویش از نظر اخلاق وعمل که مورد پسند آن حضرت باشد |
خیال نکنیم ما آمداده ایم وهیچ نقصی نداریم. آری؛
خوش بود ، گر محک تجربه آمد به میان پس سیه روی شود هرکه دراو غش باشد!
کجایند یاران حقیقی مهدی آل محمد (عج)؟!
درکتابی خواندم، شاید در حدود دویست سیصد سال پیش جمعی ازصلحا در نجف اشرف مجتمع بودند . از آدمهای بسیار خوب و مقدس . روزی با خودشان نشستند و گفتند چرا امام نمی آید ؟ در صورتی که ما بیش از سیصد و سیزده نفر که او لازم دارد هستیم . به این فکر افتادند که سرّ تاخیر در ظهور را به دست آورند . تصمیمشان بر این شد که بین خودشان یک نفر را که تایید همه خوبترینشان هست، انتخاب کنند و او را بفرستند در مسجد کوفه یا سهله تا اعتکاف کند و از خود امام بخواهد که سرّ تاخیر در ظهور را بیان بفرماید .
جمعیت خودشان را به دو قسمت کردند قسمت بهتر را باز به دو قسمت و همچنین تا آخرین نفر که از همه بهتر و مقدس تر و زاهد تر بود انتخاب کردند که او به مسجد سهله یا کوفه برود . او هم رفت و بعد از دو سه روزی برگشت و پرسیدند چه طور شد ؟ گفت راست مطلب این که من وقتی از نجف بیرون رفتم و رو به مسجد راه افتادم با کمال تعجب دیدم شهری بسیار آباد و خرّم در مقابل من ظاهر شد . جلو رفتم پرسیدم : اینجا کجاست ؟ گفتند : این شهر صاحب الزمان است و امام ظهور کرده است .بسیار خوشحال شدم و شتابان به درخانه ی امام رفتم .کسی آمد و گفتم : به امام بگو فلانی آمده اذن ملاقات می خواهد .او رفت و برگشت وگفت : آقا می فرمایند : شما فعلا خسته ای ، از راه رسیده ای و برو فلان خانه (نشانی داد) آنجا مرد بزرگی هست . ما دختر او را برای شما تزویج کرده یم. آنجا باش هر وقت احضار کردیم ،بیا. من خوشحال شدم . به آن آدرس رفتم و خانه را پیدا کردم . از من خیلی پذیرایی کردند و آن دختر را به اتاق من آوردند، هنوز ننشسته بودم در اتاق را زدند . گفتم کیست ؟ گفت مامور از طرف امام می فرمایند :بیا! می خواهیم قیام کنیم و شما را به جایی بفرستیم . گفتم : به امام بگو امشب را صبر کنید . گفت : فرموده اند: همین الان بیا . گفتم :بگو من امشب نمی آیم تا این را گفتم دیدم هیچ خبری نیست . نه شهری هست ، نه خانه ای هست نه عروسی . من هستم و صحرای نجف (اسرار فاضل قزوینی ، جلد ۳صــ۹۵ــــ) معلوم شد مکاشفه بوده و خواسته اند به مابفهمانند که ما هنوز آمادگی برای آمدن امام زمان (روحی فداه) نداریم .یک دختر به ما تزویج کرده اند و مابه خاطر او دست از امام زمانمان برداشته ایم.
به هوش که سالم ،امام طلب است !
اجمالا عرض شد : انسان ،فطرتا طالب امام است وعقل انسان نیز حاکم به لزوم عصمت در امام است .وحی و قرآن نیز ، امامان معصوم را مشخص کرده و در دسترس آدمیان قرار داده اند، منتهی باید به این نکته توجه داشت ،تا زمانی که فطرت امام جویی بشر ، در مسیر اصلی خود افتاده و امام حق را می طلبد ، خداوند حکیم نیز امام حق را به بشر عرضه میکند و او را در دسترس آدمیان قرار می دهد . اما همینکه انحرافی در تقاضای فطری بشر به وجود آمد و از امام حق اعراض و رو به امام باطل رفت و این اعراض نیز از حد گذشت ،در این صورت دیگر عرضه کردن امام حق به بشر باطل خواه ، لغو است .
کناره گیری مردم از مقام امامت بعد از امام نهم (ع)
مردمی که علی (ع) امام حق را بیست و پنچ سال خانه نشین کردند و سر به آستان ابوبکر و عمر نهادند ، سپس مدت کوتاهی که خودشان او را روی کار آوردند و عاقبت با شمشیر فرقش را شکافتند، نشان دادند که علی طلب نیستند و تقاضای فطر یشان آفت دیده است. حضرت امام مجتبی (ع) را مسموم کردند و معاویه را بر سریر حکومت نشاندند .حضرت حسین (ع) سیدالشهدا را کشتند و یزید پلید را تاج سر ساختند .امام کاظم را (ع) درمیان زندان به زنجیر کشیدند و هارون و مامون را امیر خود دانستند و نشان دادند که ما اعراض از ولایت کرده ایم .امام را از میان ما بردارید که ما بی نیاز از امامیم .خدا هم برای این که اتمام حجت کند و روزی نگویند که امام حق را نشان ما ندادی تا از وی تبعیت کنیم ، نه یک امام و دو امام و سه امام بلکه یازده امام متوالیا درمیان مردم ظاهر ساخت ، اما آن مردم بی انصاف حق نشناس همه را کشتند و به ساحت مقدسشان بی حرمتی ها روا داشتند و لذا بعد از امام هشتم کم کم شیر در پستان ولایت واپس رفت و بنای خشکیدن گذاشت .امام نهم به این طرف کم کم از مردم کناره گرفتند .امام دهم خیلی کم در میان مردم ظاهر می شدند و امام یازدهم اختفایشان بیشتر شد و چون زمان تولد حضرت قائم بالسیف ارواح العالمین فداه طبق اخباری که از رسول خدا (ص) در میان مردم منتشر بود نزدیک می شد ، حاکمان وقت در ترس و وحشت افتاده بودند وشدیدا مراقب که مردم با خاندان نبوت تماس نزدیک پیدا نکنند.
محرومیت مردم از درک امام (ع) به سبب بی لیاقتی!
متوکل عباسی ، امام هادی و امام حسن عسکری (علیهماالسلام) را از مدینه به سامرا منتقل کرد و در محله ی عسکر که لشکر گاه بود ، منزل و دقیقا تحت نظر گرفت و جاسوسان از مرد و زن گماشتند که اگر زنی از خاندان امام عسکری (ع) حامله شود یا بچه ای متولد گردد ، به دستگاه حکومت گزارش دهند تا علاج واقعه پیش از وقوع بنمایند .از این نظر خاندان امام هادی و امام عسکری(علیهما السلام)،بسیاری از جریاناتشان در حال سر و خفا می گذشت حتی جریان ازدواج امام حسن عسکری با جناب نرجس بسیار مخفیانه انجام شد به طوری که کمتر کسی می دانست که نرجس همسر امام حسن عسکری(ع) است .وقتی هم حامله شد ، حمل ؛کاملا مخفیانه بود و نزدیکترین کسان امام خبر از حمل نداشتند ، حتی خود نرجس نیز آگاه ازحمل خود نبود تا شب نیمه ی شعبان که رسید امام حسن عسکری (ع) به عمه اش حکیمه (س) فرمود : امشب افطار منزل ما بمان،فرزندم حجت منتظر به دنیا خواهد آمد .عمه با تعجب گفت :آقا! در نرجس که آثار از حمل نمی بینیم ،فرمود : همانگونه که آثار حمل در مادر موسی مخفی بود در نرجس نیز چنین است .مطمئن باش وقتی فجر طالع شود ،مهدی (عج) نیز ظاهر خواهد شد .وقتی هم متولد میشود ، جز عده ی قلیلی از خواص اصحاب امام عسکری(ع) آن نور الهی را نمیدیدند و عاقبت زمینه ی غیبت صغری و بعد غیبت کبری فراهم شد و شیر هدایت در پستان ولایت بر حسب ظاهر خشکید ماء معیت عالم انسان و آب حیات بشر در زمین غیبت فرو رفت و تا امدی بعید روزگاری دراز ، این بشر نا لایق را در حال تشنگی گذاشت.
(قل ارایتم ان اصبح ماوکم غورا فمن یا تیکم بماء معین)
اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من اعوانه وانصاره ومن المنتظرین لظهوره
